رويدادها
پنجشنبه 13 تير 1392 آموزش خبرنويسي

فصل اول : تعريف خبر

خبر چيست؟ پرسشي كوتاه كه پاسخ جويي براي آن بخش وسيعي از ادبيات روزنامه نگاري را شكل داده است .
خبر، الزاماً گزارش رويداد جاري (تازه) نيست.
چرا؟ زيرا كه ممكن است كه جنبه هاي تازه اي از يك رويداد كهنه و قديمي، و به عبارت ديگر زواياي جديدي از آنچه را كه قبلاً رخ داده است، آشكار كند و بنابراين به يك موضوع قديمي يك وجه تازة خبري بدهد.
رويدادي است كه قرار است اتفاق بيفتد.
خبرهايي نظير اينكه «فردا برف خواهد باريد»، «كنكور سراسري هفته آينده برگزار مي شود» و يا «سمينار مطبوعات بهار آينده تشكيل مي شود» از جمله خبرهايي هستند كه مشمول تعريف فوق قرار مي گيرند.
طبعاً مي توان راجع به اين تعريفها و تعاريفي كه پس از اين ارائه خواهند شد اين نكته را اضافه كرد كه واقعه اي كه الزاماً براي يك نفر خبر تلقي مي شود، ممكن است كه براي ديگران كاملاً بي اهميت باشد و اصلاً خبر تلقي نشود.
اگر يك نفر سگي را گاز بگيرد، خبر است، ولي به عكس اگر سگي، فردي را گاز بگيرد، خبر نيست.
اين تعريف از جمله تعاريف كلاسيك، كه در تبيين مفهوم خبر به كار گرفته مي شوند، به حساب مي آيد.
اطلاعات مربوط به آنچه رخ داده است، خبر ناميده مي شود.
خبر مجموعه اي از لغات و عبارات است كه وقوع يا انجام كاري را اطلاع دهد.
خبر، شامل هر انديشه و عمل واقعي است كه براي عده كثيري از خوانندگان جالب است.
خبر، هر موضوع جاري روز است كه به علت جالب بودن و طرف توجه قرار گرفتن آن از جانب خوانندگان، در مطبوعات منتشر مي شود.
خبر، نقل واقعي و عيني حوادث جاري مهم است كه در روزنامه چاپ مي شود و مورد توجه خوانندگان قرار مي گيرد.
گزارش مناسب خلاصه و دقيق يك رويداد است، نه خود رويداد.
خبر، نخستين گزارشي از يك حادثه با معناست كه مورد توجه عامه قرار مي گيرد.
خبر، انتشار منظم جريان وقايع و آگاهي ها و دانش هاي انساني و نقل عقايد و افكار عمومي است.
خبر، اعلام و بيان وقايع جالب زندگي اجتماعي و نقل عقايد و افكار عمومي است.
فصل دوم : ارزشهاي خبري
ارزشهايي كه در روزنامه نگاري معاصر تقريباً حالت معيار مطلوب (استاندارد) به خود گرفته اند. اين ارزشها در سراسر جهان براي روزنامه نگاران آشنا و شناخته شده هستند.

دربرگيري (
Impact):
رويدادهاي داراي ارزش خبري دربرگيري است كه بر تعداد فراواني از افراد جامعه تأثيرگذار باشد، و اصلاً مهم نيست كه اين تأثير مثبت است يا منفي، مستقيم است يا غير مستقيم. مثلاً خبر ضرورت تعويض شناسنامه ها، يك خبر داراي دربرگيري است زيرا كه براي همه مخاطبان مهم است و همه آنان را دربر مي گيرد.

شهرت (
Fame/Prominence ) :
اشخاص، اشياء و نهادهايي كه داراي شهرت هستند، از ارزش خبري برخوردارند.
اين ارزش خبري به خودي خود كاملاً گوياست. البته در اين باره ديدگاهي منتقدانه وجود دارد كه طرح آن ضروري است، به اين معني كه در اين ديدگاه اعتقاد بر اين است كه خبرها، مردم عادي را پوشش نمي دهد، چونكه اينان از شهرت برخوردار نيستند، روزنامه نگاران فقط به مشاهير آنهم بيشتر از نوع قدرتمند و قدرتمدار آنان مي پردازند حال آنكه قهرمانان واقعي مردم هستند. مثلاً در جنگهاي فقط فرماندهان پوشش خبري قرار مي گيرند حال آنكه نقش سربازان نيز بسيار مهم است در واقع از ديدگاه معتقدان به اين نظريه انتقادي، نقشه اي كه خبرها از جهان به مخاطبان ارائه مي كنند، نقشه دقيق وكاملي نيست.

برخورد، اختلاف و درگيري (Conflict ):
اين گونه از رويدادها حاوي برخوردهايي هستند كه در شكل هاي گوناگون جلوه گر مي شوند اين برخوردها ميان افراد، گروهها و ملتها صورت مي گيرند. اين برخوردها به شكل انسان عليه انسان، انسان عليه محيط و انسان عليه طبيعت، فجايع طبيعي و حوادث مربوط به حيات وحش قابل پيگري هستند. اخبار مربوط به سرقتها، قتلها، جنگها، تصادفها، زلزله ها، و... از اين قبيل خبرهاي «برخوردي» به شمار مي آيند، كه در هر حال كشمكش محور اصلي آنها را تشكيل مي دهد كه غالباً از رويدادهاي مورد علاقه رسانه ها هستند.
 
 استثنا و شگفتي (Oddity)
اين نوع رويدادها از وجه غيرعادي بودن و يا عجيب و استثنايي بودن از ارزش خبري برخوردارند.
به طوري كلي اين رويدادهاي نادر را خوانندگان و مخاطبان خبرها تحت عنوان ترين ها مي شناسند: پيرترين فرد جهان، بلندترين آسمانخراش دنيا، كوچكترين كامپيوتر و مانند اينها.
بزرگي وفراواني تعداد و مقدار (Magnitude ) :
اين ارزش خبري عمدتاً به اعداد و ارقام مربوط مي شود. فرقي نمي كند كه اين ارقام مربوط به چيست، هر اندازه كه تعداد ارقام بزرگتر باشد – چونكه از جنبه فراگيري اهميت مي يابد– از ارزش خبري بيشتري برخوردار مي شود. به عنوان نمونه، مرگ 100 نفر بر اثر يك تصادف، از مرگ 30 نفر در يك تصادف ديگر، از بخت بيشتري براي گزينش و تبديل شدن به خبر برخوردار مي شود.
مجاورت (Proximity ) :
مخاطبان رسانه ها ترجيح مي دهند كه ابتدا از خبرهاي مربوط به محله، شهر، كشور و كشورهاي همجوار خود اطلاعات كسب كنند. مجاورت به لحاظ ارزش خبري در دو شكل مورد گزينش قرار مي گيرد: جغرافيايي و معنوي، مجاورت جغرافيايي مثل شهر، كشور و منطقه مجاور؛ و مجاورت معنوي مثل مشابهت هاي فرهنگي، عقيدتي، قومي، اجتماعي و مانند هاي آنها.
تازگي (Timelyness ) :
دانستن اينكه رويداد در چه وقت به وقوع پيوسته است در جهان رقابتهاي خبري از اهميت ويژه اي برخوردار است. مي گويند: «روزنامه مثل نوزادي است كه در همان روز تولد جان مي سپارد» بنابراين روزنامه اي از لحاظ خبري موفق تر است كه حاوي اخبار تازه تر و به عبارت بهتر حاوي اخبار به هنگام باشد اگر خبر ديروز را امروز چاپ كنيم، تازگي خود را از دست داده است و خواننده رغبتي به خواندن آن نشان نمي دهد، پس هر اندازه كه فاصله وقوع رويداد و درج آن به عنوان خبر، نزديكتر باشد، خبر تر و تازه تر خواهد بود. براي آنكه مخاطب به سرعت نياز خبر ي خود را برطرف كند، بايد به سرعت هر چه تمامتر به او خبر داده شود تا ضمن اينكه نياز خبريش را برطرف مي كنيم، مانع رفتن او به طرف ساير منابع خبري شويم.
رسانه هايي كه از تازگي خبري و اطلاعاتي برخوردار نيستند، به بيماري ريزش تيراژ، كه بيماري سرطان رسانه ها به حساب مي آيد، دچار مي شوند البته بايد اين نكته را افزود كه خيلي از وقتها، جنبه هايي از يك خبر كهنه نيز مي توانند در شكلي تازه آشكار شوند، كه طبعاً در اين صورت باز هم از ارزش خبري برخوردار مي شوند.
اين هفت ارزش خبري كه ذكرشان رفت حالتي منحصر به فرد دارند و مي توانند جنبه هاي ارزشي خبر ها را پوشش دهند و اطلاع از آنها كمابيش مي تواند براي درك ارزشهاي خبري كفايت كند. اما بحث ارزشهاي خبري از وجوه ديگري هم مورد توجه قرار دارد و مي توان گفت كه گرماي خود را حفظ كرده است.
فصل سوم  : عناصر يا اركان خبر
 
اگر ارزشهاي خبري به اخبار شكل مي دهند، «عناصر خبري » اخبار رابه نمايش مي گذارند.
هراندازه كه عناصر خبري كامل تر باشند قيافه خبر ا ز نظر اطلاعاتي كه بايد به مخاطب بدهد جذاب تر خواهد بود. عنصر هايي تشكيل دهنده عناصرخبر،كه در ادبيات روزنامه نگاري مغرب زمين به آنها 5W,S&H مي گويند، به شرح زير هستند:
- (Who) چه كسي (كه)؟
- (What) چه چيزي (چه)؟
- (Where) كجا؟
- (When) چه وقت (كي) ؟
- (Why) چرا ؟
- (How) چطور (چگونه) ؟
خبرنگار كارآزموده هر گاه كه مي خواهد رويدادهاي را به خبر تبديل كند، تلاش مي كند تا هر شش عنصر فوق را در گزارش خود لحاظ كند. در نظر گرفتن اين عناصر به غناي خبر مي افزايد و تصوير جامعي از رويداد به خواننده منتقل مي كند و در واقع خبرنگار براي آنكه خبر جامعي ارائه دهد، در برابر هر رويداد اين شش پرسش را، براي تكميل خبر از ديگران مي پرسد تا خبري كامل و بي نقص تهيه كند.
نكته اي كه در اينجا بايد متذكر شد اين است كه در واقع بين عناصر خبري و ارزشهاي خبري رابطه اي مستقيم وجود دارد:
چه كسي      ---->     شهرت
چه چيزي     ---->     دربرگيري و شگفتي و فراواني
كجا            ---->     مجاورت
چه وقت       ---->     تازگي
و همانطور كه مي دانيد دو عنصر چرا و چطور، ارزش تحليلي- توصيفي دارند زيرا كه خواننده نمي داند كه رويداد چرا و چطور به تحقق پيوسته است.
پس مي توان گفت كه اين نكته، امري طبيعي است كه روزنامه نگاران تلاش مي كنند تا از عناصر مناسب خبري براي جذب خواننده استفاده كنند و لذا اين عناصر مناسب را در تيترها و آغاز خبرها به كار مي برند و به قولي خرج مي كنند.
 
فصل چهارم : سبكهاي خبر نويسي
 در ميان روزنامه نگاران امروز چهار قسم سبك خبرنويسي مرسوم است:
1- سبك هرم وارونه (Inverted Pyramid
2- سبك تاريخي (Chronological style
3- سبك تاريخي به همراه ليد (Combination Style
4- سبك پايان شگفت انگيز (Surprise ending
افزون بر اين سبكها و به ويژه سبك چهارم كه نسبتاً جديد و مستلزم مهارت است و دو سبك ديگر به نامهاي سبك بازگشت به گذشته (نقطه مقابل سبك تاريخي) و سبك تشريحي (تشريح قسمت به قسمت خبر) هم مطرح هستند كه عملاً هر روزنامه نگاري درطول زندگي حرفه اي خود، خواسته و ناخواسته، به سوي آنها كشيده مي شود و شخصاً آنها را تجربه مي كند. اما بايد خاطرنشان ساخت كه استخوان بندي كلي سبكها را همان چهار سبك نخست تشكيل مي دهند.
پيش از پرداختن به بررسي اين سبكها ذكر اين نكته به صراحت ضروري است كه اگر كسب خبر كاري دشوار و توانفرساست، تنظيم خبر و ريختن آن در داخل يك سبك، كاري بس دشوارتر است.
دشواري اين امر هنگامي بيشتر معلوم مي شود كه شخص قصد داشته باشد به يك روزنامه نگار پرقدرت تبديل شود. در واقع نكته اين است كه شما صرفاً براي رفع تكليف خبر نمي نويسيد، بلكه بايد خبر را براي خوانده شدن – و نه فقط چاپ شدن – بنويسيد و خواننده، خبر شما را نمي خواند، مگر آنكه توجه او به خبر جلب شده باشد و اين جلب توجه ميسر نخواهد شد مگر آنكه لباس خبر - با همان سبك ارائه خبر- چشم نواز و فاخر باشد.

سبك هرم وارونه
درسبك هرم وارونه قاعدة هرم حاوي جذابترين ، ودر بسياري از مواقع، حاوي مهمترين بخش خبر (به شكل نگاه كنيد) است و نوك آن _ بخش انتهايي _ حاوي بي اهميت ترين بخشهاي ماجراست.
 
 
 در واقع درسبك هرم وارونه مطالب با توجه به ميزان اهميت آنها از بالا به پايين تنظيم مي شوند.
گفتني است كه تعيين چگونگي پاگرفتن اين سبك خبرنويسي يك علت تاريخي مطرح مي كنند گفته مي شود كه اختراع تلگراف بيشترين تأثير را بر شكل گيري و تكوين سبك هرم وارونه گذاشت. پس از كشف تلگراف، روزنامه نگاران و به ويژه روزنامه نگاران آمريكايي، هنگام بروز جنگ داخلي درآمريكا به هنگام مخابرة خبر از ترس قطع ارتباط تلگرافي اصل مطلب را ابتدا مخابره مي كردند وسپس اگر ارتباط قطع نمي شد، ساير جزئيات خبر را مخابره مي نمودند.
در هر حال، همانگونه كه گفته شد، پاراگراف اول (ليد) در سبك هرم وارونه اصلي ترين بخش مطلب را در خود جا مي دهد و ساير پاراگرافها به ترتيب اهميت به دنبال پاراگراف اول مي آيند. اين توالي و چيدن مضامين و به عبارت بهتر طبقه بندي مضامين، در عين حفظ رابطه منطقي ميان اجزاي خبر بايد از مهمترين و اصلي ترين اجزاي اطلاعات به طرف بي اهميت ترين بخشهاي مطلب صورت پذيرد.
تأكيد اين نكته ضروري است كه: سبك هرم وارونه عمدتاً به دو منظور مورد استفاده قرار مي گيرد و مقبوليت دارد:
شيوة طبيعي نقل وقايع؛ چنانكه مردم درخبر دهي به يكديگر از همين شيوه وسياق پيروي مي كنند.
مشخص شدن سريع تكليف خواننده با متن: خواننده به محض خواندن پاراگراف نخست، اگر تمايلي به خواندن موضوع حس كند، بقيه مطلب را خواهد خواند و به اين ترتيب وقت او تلف نخواهد شد.
سبك هرم وارونه علاوه بر مزاياي فوق دو مزيت ديگر هم دارد:
الف- چونكه اصل مطلب درپاراگراف اول (ليد) مي آيد كار تيتر زدن هم آسان مي شود؛
ب- اگر به دليل تراكم مطلب قرار باشد كه از متن خبر كاسته شود، حذف پاراگرافهاي بعد كه حاوي مطالب بي اهميت تر هستند، امكان پذير است. مزيت ديگر سبك هرم وارونه اين است كه به سبب اختصار و ايجازي كه دارد، جاي كمتري در روزنامه مي گيرد و به اين ترتيب جا براي ساير خبرها باز مي شود و اين امر به تنوع مضموني روزنامه كمك مي كند ضمن اينكه خبرهاي بلند و طولاني اساساً خوانندگان كمتري دارند. در ميان روزنامه نگاران اين يك اصل پذيرفته شده است كه افزايش پاراگرافها با تعداد خوانندگان دقيقاً رابطه معكوس دارد يعني كه هر چه تعداد پاراگرافها بيشتر شود خوانندگان آن كمتر خواهند شد.
صفحه آرايان هم از مطالبي كه با سبك هرم وارونه تنظيم مي شوند، بيشتر استقبال مي كنند زيرا كه اين اخبار هم در هنگام تراكم مطلب، قابل كوتاه شدن هستند و هم به زيبايي صفحات كمك مي كنند هر چند كه بستن صفحات با خبر هاي كوچك براي صفحه آرايان دشورا تر است. 
 
فصل پنجم :اجزاخبر
 اجزا خبرعبارتنداز :تيتر . ليد . متن خبر
تيتر، هدايتگر خواننده به سوي خبر
 
«تيتر» (Headline ) هدايتگر خواننده به سوي خبر است. جمله يا عبارتي است كه به خبر هويّت مي دهد، مي تواند خواننده را به خواندن مطلب ترغيب كند، يا او را از خواندن باز دارد. خوانندة روزنامه پوياست و مطالب مختلف را انتخاب مي كند.
بررسيهاي بي شماري كه بر روي خوانندگان روزنامه انجام شده، نشان مي دهد كه خواننده به منظور تأمين «نيازهاي آني و آتي» وآگاهي از محيط اطراف خود، همه مطالب روزنامه را نمي خواند بلكه آنچه را كه مورد نظر اوست، برمي گزيند.
تيتر در بسياري از روزنامه ها عامل مؤثري در توجه خوانندگان به آنهاست. بسياري از مردم، روزنامه را به خواندن تيترهاي صفحة اول آن بر روي دكة روزنامه فروشيها خريداري مي كنند. به همين دليل، صفحة اول اكثر روزنامه هاي ايران به سبك ويتريني و با تيتر هاي درشت آرايش مي شود. در چنين روزنامه هايي، بزرگي يا كوچكي تيتر، خود به خود اهميت تيتر را القا مي كند. البته بايد توجه داشت، در روزنامه هايي كه از سبكهاي ديگر صفحه آرايي بهره مي گيرند، علاوه بر مورد فوق، اولويت خبر را جايگاه تيتر در صفحه تعيين مي كند.
بدين ترتيب، براي تيتر مي توان چند ويژگي را نام برد:
• بيان پيام خبري به طور خلاصه و فشرده؛
• ترغيب خواننده به خواندن «ليد» و متن خبر؛
• تعيين اهميت و ارزشيابي مطالب مختلف؛
• تفكيك مطالب مختلف روزنامه از يكديگر؛
• كمك به زيبايي صفحه روزنامه.
بنابراين، با توجه به اهميت تيتر در ارزشيابي و اولويت بخشيدن به رويدادها، تيتر خبري بايد چكيدة مهمترين مطلب را دقيق و روشن بيان كند. به عبارت ديگر، تيتر بايد بتواند با حداقل واژه ها، حداكثر مفهوم و معنا را برساند. در تنظيم تيتر تلاش مي شود تا خبر به موجزترين شكل ممكن اعلام گردد. اما اصلاً قرار نيست كه بيان فشرده و موجز خبر، روشني و وضوح آن را از ميان ببرد. تيتر زدن از دشوارترين كارهاي روزنامه نگاري است و لذا تدوين تيترهاي صفحة اول روزنامه ها فقط بر عهدة چند تن از اعضاي تحريريه كه در پي سالها تجربه و دانش آموزي قدرت تيتر زدن را پيدا كرده اند، گذاشته مي شود.
شايد بتوان اصلي ترين مشخصة يك تيتر خوب را ميزان هدايت خواننده به سوي خبر دانست. بنابراين كسي كه تيتر يك خبر را تدوين مي كند، مي تواند از فنون گوناگون در جهت جذاب سازي تيتر بهره گيرد و نگاه خواننده را چنان به آن گره بزند كه خواننده به محض ديدن تيتر بر جاي ميخكوب شود و خبر را دنبال كند. برا ي حركت در مسير رمزآلود تدوين تيتر، علايم و قواعدي وجود دارد كه سبب مي شوند تا عبور از اين مسير هر چه كم خطرتر انجام گيرد:

قواعدتيترنويسي
تيتر، معمولاً پس از تنظيم خبر نوشته مي شود وخبرنگار بايد از قواعد تيتر نويسي همچون خبر نويسي آگاه باشد. در نوشتن تيتر بايد نكته هايي زير را در نظر گرفت، اما چنانچه بتوان تيتر مناسب و گيرايي بدون توجه به اين موارد نوشت، ايرادي ندارد:
• تيتر بايد با مطالب «ليد» خبر هماهنگ و منطبق باشد وهمان مطالب را نه كمتر و نه بيشتر بيان كند.
• در نوشتن تيتر بايد از واژه هاي آشنا و رسا استفاده كرد؛
• تيتر بايد روشن، دقيق و بدون ابهام باشد؛
• چون تيتر، شعار (Slogan)نيست، بنابراين بايد حاوي فعل باشد، مگر در شرايطي كه انجام شدن يا انجام نشدن كار براي خواننده ابهامي در برنداشته باشد؛
• انتخاب فعل مناسب،كليد موفقيت در نگارش تيتر است؛
• از تكرار كلمه در تيتر بايد اجتناب كرد؛
• از نوشتن تيتر هاي سؤالي، مگر در موارد ضروري، بايد خودداري كرد؛
• از نوشتن تيتر هاي منفي بايد اجتناب كرد، مگر در مواردي كه تيتر هدف خاصي را دنبال مي كند،
• از شكستن واژه ها در تيتر بايد پرهيز كرد؛
• هر چه تيتر كوتاهتر باشد- به شرط آن كه مهمترين مطلب را به طور دقيق برساند- بهتر است؛(8 تا 10 كلمه)
• از نوشتن حروف اضافه و برخي واژه ها، مانند «به»، «براي»، «با» در ابتداي تيتر بايد خودداري كرد؛
• شكل ظاهري تيتر را از نظر انتخاب واژه هاي مشابه بايد در نظر گرفت؛
ليد خبر (Lead )
يورش به خواننده و غافلگيركردن او از اصلي ترين وظايف اولين عبارات خبر (ليد) است كه در ضمن آن كوشش مي شود تا- بخصوص در سبك هرم وارونه- اصل مطلب بازگو شود.اگر ليد خبر، به قول گزارشگران اخبار جنگي، در همان حملة اول به فتح خاكريز توجه خواننده نايل نشود بايد جنگ را خاتمه يافته تلقي كرد كه در آن، با زنده روزنامه نگار است.
بنابراين ليد خوب، ليدي است كه جذابترين بخش خبر را در خود نهفته داشته باشد تا به وسيلة آن خواننده به سوي متن خبر هدايت شود در واقع «ليد» مفهومي جز هدايت كردن، كشاندن و منجرشدن ندارد.
در ليد مي توان پاسخ يك يا چند پرسش مربوط به عناصر خبر و حتي پاسخ همة عناصر خبر را به دست داد. ليد بر حسب اينكه كدام عنصر خبر(كه، كجا،كي، چه، چرا و چگونه) را در خود جا داده باشد، نام آن عنصر را به خود مي گيرد:
برا ي آنكه زحمت تدوين و نوشتن ليدهاي كوتاه به حداقل كاهش يابد، مي توان دستورالعمل زير را به كار بست:
1- پرهيز جدي ازكلي گويي و مبهم نويسي درليد؛
2- اجتناب از آوردن مطالب خيلي جزئي؛
3- خلاصه كردن ليد دريك يا دو جمله؛
4- پرهيز از شروع ليد بازمان و مكان، مگر اينكه اين دو عنصر نقشي كاملاً كليدي درخبر داشته باشند؛
5- اگر قرار است كه اسم شخصي در ليد بيايد، اين كار فقط درصورتي مجاز است كه خواننده با خواندن آن نام بتواند قيافه فرد مورد نظر رامجسم كند. در صورتي كه چنين اطميناني وجود ندارد، مي توان به جاي اسم، از ذكر شخصيت حقوقي فرد استفاده كرد،
6- اگر خبر مربوط به «امروز» است، واژة امروز در ليد – ونه آغاز آن – گنجانده شود تا به خبر تازگي بدهد
 
 
فصل ششم :
 50 قاعده مختصر و مفيد درخبرنويسي
 
الف – اصول خبرنويسي (نوشتن يك جمله درست سخت ترين كار دنياست . ارنستهمينگوي)
 
1.       مفاهيم اساسي خبر نويسي عبارتند از : درستي ، روشني و جامعيت خبر
2.       خبر بايد درست ،كامل ، ساده ، روان و به زبان مردم عامي و در جمله هاي كوتاهنوشته شود
3.       خبر بايد فاقد واژه ها و عبارتهاي دشوار و دور از ذهن باشد
4.       خبر بايد بيشترين اطلاعات را در كوتاه ترين متن ارائه كندتا علاقه مندان دركمترين فرصت بيشترين بهره را ازآن ببرند
5.       خبر بايد به گونه اي تنظيم شود كهبخشهاي مختلف آن(تيتر و ليد و متن)با يكديگر هماهنگي وتطابق لازم را داشته باشند
6.        خبر بايد اطلاعات مورد نياز خوانندگان را در بر داشته باشد
7.        در خبرنبايد پاراگراف ها را با يك عبارت تكراري آغاز كرد
8.    به هنگام به كاربردن نامافراد ، سازمانها در خبر آنچه مهم است آگاهي مخاطب از مقام ومليت و جنسيت فرد است ودانستن نام و نام خانوادگي براي مخاطب ارجحيت ندارد و براي آن كه شناسايي به خوبيصورت گيرد ، بايد در بار اول ، به ترتيب به نام و نام خانوادگي ، مقام اجتماعي ونامكامل سازمان اشاره شود و در پاراگرافهاي بعدي با توجه به متن خبر از مشخصات بعدياستفاده كرد.
9.       در خبر بايد از كاربرد عنوانهاي تحصيلي (دكتر،مهندس)عنوان هايآداب منشانه (آقا،خانم،تيمسار،جناب ) خودداري شود
10. براي تهيه و نگارش يك خبرخوب و كامل تكيه برحافظه كافي نيست ، بلكه از آغاز تا پايان تهيه گزارش بايديادداشت برداري شود و پس از دوباره خواني ، تكميل و اصلاح متن ، خبر به صورت دقيقتنظيم گردد. بنابراين قلم ، كاغذ ، ضبط صوت و دوربين عكاسي از لوازم ضروري تهيه خبراست .
11.   براي تهيه خبرهاي كامل ، جامع و تازه بايد همواره با مردم در تماس بودو نيازهاي جامعه را شناخت .
12. همواره پس از تنظيم خبر بايد دوباره خواني خبرصورت گيرد ، تا هرگونه ابهام احتمالي رفع شده و از جامع و كامل بودن و
صحيحبودن خبر اطمينان حاصل شود
13.   نويسنده خبر بايد به دستور زبان و آيين نگارشفارسي مسلط و به فرهنگ غني ايراني و اسلامي جامعه آشنايي كامل داشته باشد.
14.   براي موفقيت در عرصه خبرنويسي،نويسنده خبر بايد آگاهي هاي سياسي، فرهنگي ، اجتماعي،اقتصادي و ديني خود را افزايش دهد.
15. توجه به تازگي واهميت سرعت درتهيه خبراز ضروريات حرفه خبرنگاري است . ولي بهانه سرعت در كار توجيه مناسبي برايبيدقتي در نگارش خبر نيست
16.   مشاهده غلط املايي و انشايي در خبرنويسي به هيچوجه پذيرفتني نيست
17.    نامهاي خارجي ، نامهاي خاص ، عبارات علمي و نقل قول ازديگران را در متن خبر بايد داخل گيومه نوشت.
18.     خبرهاي جالب از رويدادهايي كه به نظر ديگران عادي و كم ارزش مي آيند ، به وجود ميآيد.
19.    هرچه اهميت موضوع خبر بيشترو هراندازه علاقه متقاضيان براي آگاهي ازخبر بيشتر باشد، بايد خبر را مشروح تر نوشت.
20.   خبر نادرست به جاي پاسخ گوييبه نياز متقاضيان چند پرسش جديد را مطرح كرده و آنها رانيز بي پاسخ مي گذارد.
21.   رفتار شايسته و منطقي و آراستگي ظاهري هنگام تهيه خبر تاثير بسياري بررويمنبع خبر دارد.
22.   فرد حقيقي و يا حقوقي كه خبر از او سرچشمه مي گيرد را منبعخبر مي گويند.
23.   تاحد امكان درخبربايد به نقل قول مستقيم پرداخت و بايدتلاشكرد تا انتقال مفهوم پيام ومطلب بر منبع خبر استوار شود.
24. سابقه خبر يعنيتوضيح دادن در خصوص گذشته و پيشينه خبركه معمولا در پاراگراف آخر و پس از ارائهمطالب جديدمي آيد،ذكر اين سابقه كمك شاياني در درك بهتر خبر براي مخاطب خواهدداشت و براي اتصال سابقه به متن خبر از واژه هاي كليشه اي نظير گفتني است ، شايانذكر است و استفاده مي شود .
25.   در نگارش خبر بايد مقياسهاي متري ، ميزان وبهاي كالاها ، درجه ها و درصدها ، آمارها ، رتبه ها، ساعت و تاريخ ، روزها و صفحهكتابها و مانند آن را بايد با عدد نوشت.
26.   شماره هاي تك رقمي وكسري را بايدبا حروف نوشت .
27.   رعايت نشانه گذاري فارسي در تنظيم و نگارش خبر الزامي است.
 
ب- قواعد تيتر نويسي(كم گوي و گزيده گوي چون در          تا زاندك تو جهان شود پر)

28.   تيترجوهره و روح خبر و ماندگارترين قسمت خبر در ذهن مخاطب است.و بايد خلاصه مهمترينمطلب خبر باشد.
29. تيترنويسي يكي از فني ترين ، حرفه اي ترين و در عين حالشيرين ترين كارهاي تهيه خبر است . تيتر اگر اصولي و با علمبه ويژگيهاي مخاطب ومتناسب با موضوع انتخاب شود مي تواند بسياري از مخاطبين بي تفاوت نشريات را نيز جذبكند.
30.   تيتر جمله اي است كه در خلاصه ترين شكل ممكن ، قصد دارد پيامي مرتبط بامتن خبر را به مخاطب منتقل كند.
31.   از تكرار كلمات در تيتر بايد خودداري شود. همچنين در تيتر از كاربرد واژه هاي اضافي و توضيحي بايد خودداري كرد.
32.   تيتربايد به گونه اي باشد كه درآن به اندازه نياز و فقط به مهمترين عناصر شش گانه خبرياشاره شود
33.   در نگارش تيتر بايد از واژه هاي آشنا و رسا استفاده كرد
34.   تيتر بايد حتي الامكان با فعل به پايان رسيده و داراي مفهوم باشد.
35.   درتيتر نياز به نقطه گذاري در پايان جمله نيست ، ولي به كاربردن علائم سجاوندي درداخل تيتر اشكالي ندارد.
36.   تيتر بايدكوتاه ،جامع و مانع ،مختصر و مفيد ، منطبقو هماهنگ با خبر،جاذب وجالب،روشن و دقيق،روان و سليس و بدون ابهام باشد.
37.    تيترنبايد مبهم و شعاري باشد. همچنين از نگارش تيتر سئوالي و منفي بايد پرهيزكرد.
38.   در تيتر بايد با كمترين واژ ه ها بيشترين معني ، مفهوم و پيام را بيانكرد.
39.   تيتر بايد به گونه اي باشد كه نوع ، موضوع و ارزشهاي خبري را بيان كند
40.   تيتر حتي المقدور نبايد با قيدهاي زمان و مكان شروع شود .
41.   تيتر رابايد پس از تنظيم خبر نوشت.
 
ج- قواعدليد نويسي:( از واقعه اي تورا خبر خواهمكرد     وآن را به دو حرف مختصر خواهم كرد)
 
42. ليد خلاصه مهمترين بخش خبر است .جالبترين و پرهيجان ترين موضوع ، تازه ترين رخداد و محكم ترين بخش خبر را بايدباكلمات جذاب ، بديع ، جاندار ، قاطع و هيجان انگيز در ليد خبر نوشت
43. در تهيهوتنظيم خبر، مهمترين كار نوشتن مقدمه يا ليد Leadبه صورت خلاصه و فشرده است.درواقع ليد چيزي نيست جزهمان چند جمله اول خبر كه هدايت گر مخاطب به درون خبر است.
44.   ليد بايد كوتاه ، درست و رسا باشد ، هرچه ليد كوتاه تر باشد ، جذاب تراست . ليد خوب حداكثر بين 15-10 كلمه است .
45.   از ذكر مطالب مبهم وكلي و كم اهميت وجزيي در ليد بايد خودداري شود.
46. نام و نام خانوادگي افراد را در صورتي در ليدذكر مي كنيم كه مخاطب بتواند مسووليت و نقش او را در ذهن مجسم كند،در غير اينصورت براي معرفي افراد در ليد بايد از مسووليت و سمت و ديگر خصوصيات مربوط استفادهكرد.
47.   در ليد بايد سعي شود به عناصر شش گانه خبري پاسخ داده شود .
48.   درليد نبايد شك و ترديد در موضوع خبر رسوخ نمايد و همچنين از مجهول نويسي در ليد بايدپرهيز كرد.
49.   جز در موارد استثنايي نبايد ليد را با زمان ومكان شروع كرد.
50.   نتيجه واقعه يا رويداد تاحد ممكن بايد در ليد آورده شود.





 
تعداد بازديد اين صفحه: 3275